سيد محمد كمره اى

310

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

توپخانه كاغذ امير حشمت را به پستخانه ، از آنجا به دكان استاد حسن خان نجار ، احوالپرسى و سفارش نردبان‌ها را به او داده به‌طرف شمس العماره آمده آقا شيخ على مجدّر رشتى را ديده اظهار داشت آقا شيخ حسن خان فوت شده . خيلى تعجب و به شوخى گفتم تا آقا شيخ حسن خان ده هزار نفر را نكشد نخواهد مرد . گفت يقينا فوت شده . اما بنده باور نكردم . به جهت اينكه ابدا همچه چيزى شهرت نداشت . انتصابات جديد بعد مغازه خلخالى رفته ، ايشان هم رسيدند . گفتم از اداره مىآئيد ؟ گفت خير . بعد سؤال از صحت منصوبيت ايشان به شعبه اداره خالصه‌جات و سيد مصطفى خان به ماليات مستقيم و ميرزا زين العابدين خان به تشخيص عايدات و مصدق السلطنه به معاونت ماليه ، همه را تصديق كرد ، الا مال خودش را . گفت تا امروز بنا بود مال من ، اما نفهميدم چه شد كه مال من به‌هم خورد و گويا ضديت از طرف تشكيليون شده . حكيم الملك امروز مرا ديد و گفت براى شما محل ديگرى پيدا كرده‌ايم كه عضو محاكمات ماليه بشويد . رئيس محاكمات مؤتمن السلطنه ، عماد السلطنه مدعى العموم ، من هم عضو . بعد قدرى صحبت از پيش‌آمد شد . سرنوشت محبوسين آقا ميرزا محمد على صراف هم رسيد و گفت در خصوص معامله كه سابقا صحبت كرديم با شما كار دارم . گفتم هيچ‌وقت نمىتوانم مگر امشب ساعت سه از شب كه براى سحر مراجعت نمايم . قبول نموده رفت . بعد من هم مقارن غروب ميرزا باقر خان پدر درب مغازه رسيد گفت براى محبوسين چه كرده‌اى ؟ گفتم ديشب امير مفخم را ديدم . از طرف صمصام وعده كرده كه بعد از ارتفاع اين هنگامه‌ها در هيئت وزراء مذاكره و كارى خواهم كرد . خلخالى گفت من از حكيم الملك شنيدم كه گفت مرخصى آن‌ها مشكل است . به جهت اينكه دولت مىخواهد ترورهاى نصرت الدوله را بگيرد . انگليسىها هم مىخواهند اين ترورها را اعدام نمايند . مبارزه واقع است . لذا اين‌ها هم نمىشود مرخص شوند مگر به جهت آن‌ها مخارجى معين شود .